چالش‌های توسعه کارآفرینی از نگاه بانوی «هانی»
تاریخ خبر : ۱۳۹۶/۰۲/۱۱ --- کد خبر ۱۰۱۸

چالش‌های توسعه کارآفرینی از نگاه بانوی «هانی»
زمان زیادی نیست که کلمه برازنده، اما نه‌چندان دقیق کارآفرینی مدام در میان مردم تکرار می‌شود، اما به نظر می‌رسد که در ورای این نام، مسمای تعریف شده و ثابتی وجود ندارد و هر کسی می‌تواند به سلیقه خود از این واژه استفاده کند. از کارآفرینی به عنوان موتور توسعه اقتصادی یاد می‌شود که می‌تواند سبب رشد و توسعه اقتصادی کشورها، افزایش بهره‌وری و ایجاد اشتغال و رفاه اجتماعی شود. روزگاری بود که جوانان ایران‌زمین امثال«بیل گیتس»، «والت دیسنی» و «هنری فورد» را مظهر قدرت و الگوی خود می‌دانستند؛ کسانی که در سرزمین‌های دور با فرهنگ‌ها و شرایط اجتماعی متفاوت با ما زندگی می‌کردند و در عرصه‌‎‌های موفقیت ظاهر شدند، اما دیگر زمان آن فرا رسیده تا با تعمق در زندگی مردان و زنان بزرگ سرزمین خودمان به نمونه‌های دست‌یافتنی تکیه کنیم و قدم در راه توانمندی بگذاریم. یکی از این نمونه‌ها خانم فاطمه طریقت‌منفرد، بنیانگذار برند رستوران ‌هانی در کشور است.
فاطمه طریقت منفرد پیش از آن‌که صاحب برند ‌هانی باشد یک زن است؛ زنی که برای خانواده تلاش می‌کند و این تلاش‌ها از او فردی را ساخته پرقدرت و باصلابت که بر جریان زندگی سوار شده و تعدادی را نیز در این جریان همراه خود کرده است. 
در یک ظهر دلچسب زمستانی در رستوران ‌هانی، شعبه خیابان شهید بهشتی با این بانوی مهربان و دوست‌داشتنی به گفت‌وگو نشستیم و با این‌که زمان بسیار شلوغی را برای این گفت‌وگو انتخاب کرده بودیم، وی با صبوری و متانت به پرسش‌هایمان پاسخ داد. 
مشروح این گفت‌وگوی صریح و لذت‌بخش را از دست ندهید!

1-لطفا یک بیوگرافی از خودتان ارایه دهید و بفرمایید چطور وارد عرصه سخت رستوران‌داری شدید؟
فاطمه طریقت منفرد هستم. متولد سال 1331 از خیابان ری، کوچه آبشار. در یک خانواده مذهبی و متعصب به دنیا آمدم که این تعصب سبب شده بود دختران این خانواده از حق تحصیل و کار کردن محروم باشند، اما من با جسارت و شجاعت و ایمان به این موضوع که درست عمل کرده‌ام با سختی‌های فراوان توانستم تا مقطع ابتدایی تحصیل کنم، اما سرانجام این تعصب خانوادگی بر جسارت من چیره شد و در 15 سالگی مجبور به ازدواج با فردی شدم که 17 سال از من بزرگ‌تر بود. همسرم مخالفتی با کار کردن زنان در بیرون از خانه نداشت و من در سیستم کاری ایشان کیف‌های مورد پسند بانوان را انتخاب می‌کردم تا از روی آنها تولید کنند. پس از سال‌ها (12 سال) و با داشتن 5 فرزند کارخانه چمدان‌سازی همسرم که محل امرار معاش ما بود  آتش گرفت (سال 1357)  و خانواده دچار بحران شد. به دلیل این‌که رستوران‌داری شغل قدیمی و خانوادگی ما محسوب می‌شود و پدرم صاحب رستوران طریقت نو در کوچه برلن و رییس تعاونی چلوکبابی‌ها بود، به همسرم پیشنهاد دادم مغازه وی واقع در میدان  قیام را تبدیل به رستوران کنیم و به این ترتیب اولین شعبه رستوران ‌هانی در این خیابان آغاز به‌کار کرد؛ آغازی که با جنگ تحمیلی ایران و عراق همراه شد. در این مدت با وجود جنگ تحمیلی و تحریم‌ها، درایت و توانمندی من در مدیریت و رستوران‌داری سبب شد ‌هانی به یک برند در میان رستوران‌های موجود بدل شود، اما به دلیل اختلافات فکری با همسرم بخصوص در بحث رستوران‌داری پس از 20 سال زندگی مشترک از هم جدا شدیم و هر2 با این نام (هانی) اما لوگوهای متفاوت مشغول فعالیت در این حوزه هستیم. در واقع بنده بنیانگذار و صاحب برند ‌هانی هستم.

2- رستوران‌های ‌هانی که با مدیریت حضرتعالی مشغول فعالیت هستند چه شعبی هستند و بفرمایید شما در این مجموعه‌ها چند نفر را به کارگرفته‌اید و در روز چه تعداد غذا به دست مشتریان می‌دهید؟
یک کارگاه بزرگ در بازار بزرگ فردوسی، رستوران ‌هانی خیابان مطهری و رستوران ‌هانی خابان شهید بهشتی تحت مدیریت بنده است و بقیه رستوران‌های ‌هانی را با لوگویی دیگر پسرهایم اداره می‌کنند. بیش از 300 کارگر در این مجموعه‌ها دارم و هر روز از این رستوران‌ها نزدیک به 3000 پرس غذا به مشتریان تحویل داده می‌شود.

3- بالطبع کار با این حجم بالا گذشته از جنسیت، برای هر فردی طاقت‌فرسا است. بفرمایید چطور کار را مدیریت می‌کنید؟
اگر اغراق نباشد می‌خواهم بگویم رستوران من باید مانند یک وزارتخانه اداره شود و از کوچک‌ترین اشتباه و نقصی نمی‌گذرم. بحث مدیریت علاوه بر تجربه، یک مقدار هم ذاتی است و من بدون این‌که برای این‌کار کلاس خاصی رفته باشم می‌توانم افراد را طوری مدیریت کنم که در هر کسب‌وکاری که هستند بازدهی خوبی داشته باشند و پروژه‌ها را طوری هدایت می‌کنم که از نزدیک‌ترین راه به نتیجه دلخواه برسم.
اساسا من آدمی هستم که کمتر صحبت می‌کنم و همیشه به اصطلاح سرم به کار خودم بوده است. هیچ‌گاه همکارانم را تخریب نکرده‌ام و تلاش کرده‌ام آنچه به دست می‌آورم حاصل دسترنج خودم باشد. حتی من کارگر حرفه‌ای همکارانم را جذب کار نمی‌کنم و خودم کارگر را از صفر تربیت کرده و به او آموزش می‌دهم‌. بحث مدیر خانم یا مدیر آقا مطرح نیست، وقتی شما به پزشک مراجعه می‌کنید، می‌دانید او بهتر می‌داند، بنابراین به دستوراتش عمل می‌کنید. اینجا نیز همین‌گونه است و کارگران قبول دارند که من بیشتر از آنها می‌دانم و همین مدیریت مرا آسان‌تر می‌کند. 

4-مهم‌ترین مزیت رقابتی رستوران ‌هانی نسبت به سایر رستوران‌ها چیست؟
کیفیت، مهم‌ترین مزیت رقابتی این مجموعه نسبت به سایر رستوران‌ها است. رمز موفقیت ما در درستکاری، دقت و تمرکز است. کارگرانی استخدام می‌کنم که اصلا آشپزی بلد نیستند، اما درک و فهم درستی از مشتری‌مداری و احترام به مشتری دارند. بارها به آنها گوشزد کرده‌ام که همه ما تا وقتی از مشتری پول می‌گیریم کارمند او هستیم و باید رضایت او را جلب کنیم. 
این مجموعه جزو معدود رستوران‌هایی است که در آن هر روز بیش از 60 نوع غذای سرد و گرم، سالاد، دسر و نوشیدنی سرو می‌شود و بخش کوچکی با نام محصولات خانگی ‌هانی دارد که در این بخش انواع ترشی، مربا، شربت و همچنین سبزی قورمه، سیرداغ، پیازداغ، سمنو، نثار زرشک پلو و نثار شیرین پلو در بسته‌بندی‌هایی سنتی و خانگی و کاملا بهداشتی در یخچال‌های خاص این رستوران، به فروش می‌رسند.

5-شما به عنوان یک کارآفرین برتر که اتفاقا پتانسیل گسترش و توسعه فعالیت خود را نیز دارید، چرا این کار را نمی‌کنید و در این راه با چه چالش‌هایی مواجه هستید؟

من با 64 سال سن این توانایی را دارم که بیش از 2000 کارگر را مدیریت کنم، اما علاقه‌ای به این کار ندارم، زیرا معتقدم نهادها برای این کارآفرینی و کسب‌وکار احترامی قایل نیستند. بی‌توجهی به شخصیت اصناف و کارآفرینان، توسعه کارآفرینی را زیر سوال می‌برد. متاسفانه اکثر نهادهای نظارتی با ما مانند یک متهم که جرمش اثبات شده، برخورد می‌کنند، در حالی که احترام به مدیریت مجموعه‌ها کمترین وظیفه در اکرام ارباب رجوع است. ما نمی‌گوییم مالیات نمی‌دهیم، عوارض پرداخت نمی‌کنیم، یا با ماموران تعزیرات همکاری نمی‌کنیم، زیرا اینها لازم و ملزوم یکدیگرند و باید باشند تا وضعیت مطلوب در جامعه ایجاد شود. درخواست ما این است که تمام این برخوردها در چارچوب قانون و با احترام باشد و این درخواست‌ها با عدم جبهه‌گیری مطرح شود و فکر می‌کنم برای این کار لازم است حتما از افراد آموزش‌دیده در این مسیر استفاده شود و فارغ از شخصیت حقیقی و حقوقی ما، به عنوان یک انسان برای هویت ما ارزش قایل باشند.

به عنوان مثال در حوزه رستوران‌داری ما 10 مدل گوشت و مرغ داریم. ارزش مرغ 4 صبح خیلی بیشتر از مرغ 12 شب است، تازه اگر کشتار روز باشد و یک مامور تعزیرات چگونه این را تشخیص می‌دهد؟ یک مامور چگونه می‌تواند متوجه این باشد که من زعفران خالص در غذایم می‌ریزم یا رنگ زعفران؟ البته که همه اینها قابل تشخیص است، به شرطی که فرد متخصصی در این حوزه باشد که عمدتا مشکل ما همین است که تعداد این افراد متخصص در مجموعه‌ها و نهادها کم است. همواره باید نسبتی منطقی بین کیفیت و سلامت غذا با قیمت آن باشد.
در حوزه مالیات نیز همینطور است؛ به جای آن‌که مالیات بر اساس سود و زیان مجموعه محاسبه شود بر اساس تعداد کارگرانی که مشغول فعالیت هستند محاسبه می‌شود، در حالی که ما مجبوریم 2 یا 3 برابر ظرفیت کارگر استخدام کنیم تا در مواقع مرخصی، بتوانند جایگزین هم باشند. البته در مالیات نقایص دیگری نیز موجود است که از بحث مورد نظر ما خارج است.
همه این عوامل سبب می‌شود دیگر به فکر گسترش کار نباشیم‌. تاسیس رستوران تنها اعتبار حرفه‌ای نمی‌خواهد، نبود امکانات و عدم حمایت‌های لازم از سوی نهادها مانع بزرگی است، بنابراین به اندازه امکاناتم در فکر توسعه هستم. 

6- استراتژی‌های شما برای جذب مشتری چیست؟
به نظر من وقتی همه چیز در یک مجموعه استاندارد باشد مشتری خودبه‌خود به سمت آن کشیده می‌شود. من سعی کرده‌ام استانداردها را در این مجموعه رعایت کنم و حساسیت من روی استانداردسازی به ‌قدری زیاد است که حاضر نیستم مجموعه‌هایی دایر کنم که نتوانم بر آنها مدیریت کنم. البته این استاندارد بودن حداقل حق یک مشتری است که در بسیاری از نه تنها رستوران‌ها، بلکه صنوف و صنایع دیگر نیز رعایت نمی‌شود، بنابراین اگر مجموعه‌ای استاندارد باشد مشتری خود را دارد، در حالی که در بسیاری از جوامع پیشرفته رقابت بر سر رعایت اصولی بالاتر از حد استاندارد برای جذب مشتری است.
خوشبختانه با تلاش‌های فراوان، این مجموعه توانسته گواهینامه استاندارد‌سازی یورو سرت (eurocert) را دریافت کند، همچنین لوح دوستدار سلامت مشتری نیز به این رستوران تعلق گرفته است.

7- سخن پایانی
ای کاش این قضیه جا می‌افتاد که مسئولان و مردم لازم و ملزوم یکدیگرند. من به عنوان عضوی از جامعه، سرمایه و تمام هم و غم خود را گذاشته‌ام تا هم مشکلی از خودم و هم از جامعه حل کنم و خدمت ارزنده‌ای را ارایه دهم، بنابراین از مسئولان نیز تقاضا دارم محیطی آرام و کم‌تنش را برای مدیر و کارآفرین و کلیه صنوف فراهم کنند.

 
ارسال نظر
نظرات تایید شده: 0 نظرات تایید نشده: 0
* نام شما:

ایمیل شما: (محرمانه)

تلفن شما: (محرمانه)

* پیام شما:
رتبه: بد            خوب

کد نمایش داده شده را تایپ نمایید:

تازه سازی