از پروانه‌های سفید دوبی‌مال تا مراکزخرید پیش‌ساخته در ایران
تاریخ خبر : ۱۳۹۶/۰۷/۱۳ --- کد خبر ۱۱۸۳

از پروانه‌های سفید دوبی‌مال تا مراکزخرید پیش‌ساخته در ایران

در سراسر دنیا معماران حرفه‌ای هر کدام روش خاص خود را برای طی کردن روند طراحی معماری دارند که این روش ممکن است در خصوص هر پروژه و هر موضوع جدید دستخوش تغییراتی شود. سال‌ها تجربه کار و درگیری با پروژه‌های مختلف تجربیاتی را در اختیار آنها می‌گذارد تا بتوانند برای طراحی یک اثر معماری راه‌های متنوع و مخصوص به خود را داشته باشند.

مهندس فرهنگ کریم‌زاده از جمله افرادی است که با بکارگیری دانش طراحی صنعتی و عجین کردن آن با تجربیات معمارانه توانسته خود را به جهانیان بشناساند و با وجود جوان بودنش اثری ماندگار و نامی‌ در نامی‌ترین مرکزخرید دنیا، دوبی‌مال به جا بگذارد. با وی در خصوص تجربیاتش در طراحی fashion avenue در دوبی‌مال، دغدغه‌هایش در حوزه طراحی و ضعف مراکزخرید ایران به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن در ادامه آمده است.

 

بیوگرافی کوتاهی از خودتان ارائه دهید و بفرمایید شرکت لافت در چه حوزه‌ای فعالیت می‌کند؟

فرهنگ کریم‌زاده هستم، متولد اسفندماه 1354. کارشناسی ارشد طراحی صنعتی هستم و فعالیت حرفه‌ای خود را از سال 74 در حوزه معماری، معماری شهری، طراحی و دکوراسیون آغاز کردم. از سال 83 به مدت 7 سال در خارج از مرزهای ایران در شرکت‌های بین‌المللی در حوزه طراحی و اجرا فعالیت کرده‌ام که این شرکت‌ها دارای ملیت‌های انگلیسی، عراقی، فرانسوی، اماراتی، هلندی و سوییسی بودند و ثمره این سال‌ها طراحی در زمینه‌های هتل، دفاتر اداری، مراکز تجاری و خدماتی، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و طراحی مراسم‌ها یا ایونت‌های مختلف برای برندهای معتبر شرکت‌های آلمانی، ژاپنی، کره‌ای و فنلاندی بوده است.

مهم‌ترین پروژه‌ای که در آن فعال بودم پروژه fashion avenue در دوبی‌مال بود که طرح پروانه‌های سفید که دوبی‌مال بخشی از شهرت خود را مدیون آن است، بنده طراحی کرده‌ام.

از سال 1390 به ایران بازگشتم و به مدت 5 سال به کار تدریس در فضای دانشگاهی مشغول بودم و سپس با همکاری و شراکت ارزشمند مهندس سامان وکیل بهرامی‌ که به لحاظ دانش و توان معماری از برجستگان در کشور هستند دفتر معماری، طراحی و ایده‌پردازی لافت را تاسیس کردیم.

لافت هم یک سبک از معماری مدرن است و هم نام روستا و بندری باستانی در جزیره زیبای قشم، از همین‌رو علاقه‌مند شدیم این نام با مسما و ایرانی را برای شرکت خود انتخاب کنیم.

از نظر گروه معماری لافت مهم‌ترین وظیفه شرکت، ایده‌پردازی است و این یکی از نقاط قوت ما است. فعالیت این شرکت در 4 بخش مشاوره، ایده‌پردازی، طراحی و اجرای پروژه‌ها خلاصه می‌شود.

این شرکت تاکنون چه پروژه‌هایی را اجرایی کرده و چه پروژه‌هایی را در دست اقدام دارد؟

مشارکت در طراحی پروژه مرکزخرید پیرامید‌سنتر، فروشگاه زارا در بلوار اندرزگو، ساختمان اداری بزرگ‌ترین و پرفروش‌ترین شرکت اینترنتی پخش آنلاین کتب فارسی با نام سیبوک، سالن آمفی‌تئاتر در رشت و ... از پروژه‌های انجام شده توسط این شرکت است.

طراحی و ایده‌پردازی در خصوص مراکزخرید پیش‌ساخته یاprefabricated mall  از پروژه‌های در دست اقدام ما است.

این پروژه برای بازارهای فصلی با پتانسیل بالا، قابل اجرا است و این امکان را ایجاد می‌کند که در هر نقطه از کشور در زمان‌های محدودی که اوج فصل فروش آن مناطق محسوب می‌شود، پاساژهایی بدون هزینه‌های سرسام‌آور ساخت و نگرانی از تکمیل شدن ظرفیت، با قابلیت نصب، بهره‌برداری و جمع‌آوری وجود داشته باشد.

اما پروژه‌ای که در دست ساخت می‌باشد پروژه ویلا‌های مدولار است که پیش‌‌ساخته شده و مبله است و با توجه به نیاز و بودجه هر کارفرمایی قابل تعریف و تکثیر است.

نظارت آسان کارفرما بر جریان تولید، نصب و راه‌اندازی از مزایای این نوع ویلاها است. همچنین امکان افزایش مساحت ویلاها در هر زمان و هوشمندسازی ویلاها برای نظارت بهتر کارفرما از دیگر مزایای این پروژه است. به دلیل مبله بودن این ویلاها امکان استفاده از آنها بلافاصله پس از نصب وجود دارد و استفاده از تکنولوژی‌های روز ساخت و دانش فنی از کشورهای استرالیا و کانادا و همچنین نوع طراحی، تاثیر بسزایی در مصرف بهینه انرژی و کاهش آسیب‌های زیست‌ محیطی دارد. 

از نظر شما به چه پروژه‌ای پروژه موفق گفته می‌شود؟

یک پروژه معماری شامل بخش‌های مختلفی از جمله هدف‌گذاری، طراحی، ساخت، تحویل و نگهداری است و به نظر بنده، یک معماری موفق، معماری است که توانسته باشد با شناخت اهداف و طراحی صحیح در جهت حصول موارد ذکر شده به خلاقانه‌ترین شکل ممکن عمل کند.

معماران زیادی در ایران وجود دارند و همه پروژه‌های خود را بهترین می‌دانند، بفرمایید مزیت رقابتی شرکت شما نسبت به سایر رقبا چیست؟

معماری هر پروژه‌ای در ایران با توجه به همه شرایط و امکانات موجود در کشور دارای ارزش است. به نظر بنده، موفقیت در جامعه معماری زمانی حاصل می‌شود که هدف والای معماری که همانا زندگی لذت‌بخش‌تر جامعه است را تامین کند. به نظر من، باید در جهت تکامل هدف اصلی با یکدیگر قدم بردارند و رقابت را در ایجاد تکامل و زندگی لذت‌بخش‌تر در جامعه بدانند.

" لذت در زندگی" مهم‌ترین نکته‌ای است که من و همکارانم برای تحقق آن در پروژه‌ها، بیشتر از دیگران تلاش می‌کنیم و مزیت رقابتی ما محسوب شود.

مهم‌ترین چالش ساخت‌و‌ساز در کشور ما چیست؟

عدم تعادل در صنعت ساخت‌وساز و معماری و شهرسازی به واسطه نبود مدیریت صحیح که مسبب حجم وسیعی از ساخت‌وسازهای بیهوده و بدون در نظر گرفتن تقاضا شده است.

افراط و تفریط و هدررفت سرمایه‌ها و یأس و ناامیدی ناشی از ساخت‌وسازهای بیهوده و زشت، بی‌کیفیت کردن زندگی را در جامعه به همراه خواهد داشت.

مهم‌ترین دغدغه شما  در اجرای پروژه‌ها و انتخاب مشتریان چیست؟

از بزرگ‌ترین دغدغه‌های ما ناآگاهی کارفرمایان از خواسته‌های اصلی خودشان است. به نظر بنده، این کارفرماست که خط اصلی را به معمار و طراح می‌دهد. اگر کارفرما بداند چه می‌خواهد و این خواست از روی شناخت باشد و نه از روی تقلید و کپی‌برداری، معمار هم با خلاقیت بهتری می‌تواند کار کند و قطعا پروژه موفق‌تری به بار خواهد نشست.

طبعا ما دوست داریم مشتریانی داشته باشیم که تعریف درستی از پروژه خود داشته باشند، تقاضاهایشان کارشناسی ‌شده باشد و به ‌دور از جوزدگی در بازار و رفتن روی موج درخوا‌ست‌های بیهوده باشند.

در طراحی‌هایتان چه اصولی را مدنظر قرار می‌دهید و آیا حاضرید به خاطر سلیقه کارفرما در اصول خود تغییراتی اعمال کنید؟

مهم‌ترین اصلی که ما در خلق آثار معماری به آن پایبند هستیم صداقت است. عملکرد درست و شفاف‌، زیبایی و پویایی را ایجاد می‌کند و این زیبایی مرهون صداقتی است که در کلیه بخش‌های گروه ما لازم‌الاجراست و اصل مهمی ‌است که کارفرما نمی‌تواند در آن تاثیرگذار باشد.

آیا در کارهایتان امضای خاصی دارید؟

مسلما خطوط طراحی هر معماری به شرط آن‌که طراحان از خطوط دیگری تقلید نکرده باشند برای هر طراحی امضا تلقی شده و منحصربه‌فرد است.

 

چرا مراکزتجاری ایران به اندازه مراکزتجاری دنیا پررونق نیستند و این مراکز چه ضعف‌هایی دارند؟

یکی از مهم‌ترین اصل‌ها در طراحی مراکزتجاری دیده شدن نیازهای استفاده‌کننده نهایی، یعنی مردم است. عموما در مراکزتجاری ایران و بخصوص مراکزتجاری ناموفق ایران، منافع کوتاه‌مدت مالک و سازنده و خریدار مراکزتجاری در نظر گرفته می‌شود، نه آن دیدگاه بلندمدتی که در آن همه اقشار از وجود مجموعه منتفع شوند. به عنوان مثال نبود امکاناتی مانند پارکینگ‌های مناسب و وسیع، سرویس‌های بهداشتی روشن و تمیز، فضاهای مناسب جهت نگهداری کودکان و دیگر موارد مشابه، همه و همه دست به ‌دست هم می‌دهند تا مراکزتجاری قادر به جذب و از همه مهم‌تر نگهداری مخاطب نباشند، به همین دلیل در اکثر مواقع این مجموعه‌ها بعد از یک طلوع اولیه به سرعت غروب می‌کنند.

 

در خصوص تجربه‌های ارزشمندتان در طراحی fashion avenue در دوبی‌مال و علل برنده شدن این طرح برای ما توضیح دهید.

در طراحی fashion avenue مدیران بازاریابی شرکت اعمار توسط گروه‌های بازاریابی طی فراخوانی به شرکت‌های محلی، به افرادی که در حوزه طراحی و معماری صلاحیت داشتند درخواستی را مبنی بر طراحی این بخش از دوبی‌مال با ذکر یک سرفصل ارائه دادند و از میان طرح‌های ارسال شده طرح بنده پذیرفته و اجرا شد و هنوز پس از 8 سال در این پروژه ماندگار است.

درخواست کارفرما در این پروژه صرفا تمرکز بر زیبایی و عملکردهای پیش ‌پا افتاده نبود. اعمار در کل پروژه به دنبال جذب مشتری از سراسر جهان بود، نه فقط دوبی، امارات یا حتی کشورهای همسایه. تصویر نهایی برای آنها شهرت امارات، شهر دوبی و دوبی‌مال بود.

 در واقع آنها معتقد بودند با دهش کردن می‌توان گیرش کرد، به این صورت که اگر ما بتوانیم یک مرکزخرید جذاب ایجاد کنیم تا مردم برای دیدن آن بیایند، حتی اگر از آن خرید نکنند جمعیت بیشتری را به امارات می‌کشاند و در نهایت دوبی‌مال منتفع می‌شود.

دهش و گیرش و لذت و ماندگاری برای من کلمات کلیدی بودند که باید این کلمات را با استفاده از سنگ و چوب و پارچه و دیگر مصالح ترجمه می‌کردم.

در طراحی این پروژه باید المانی انتخاب می‌شد که با دنیای مد همخوانی داشته باشد تا مردم از دیدن آن لذت ببرند و ماندگار شود. من بعد از مدت‌ها فکر و تکنیک‌های مختلف و ایده‌پردازی‌های فراوان، پروانه را انتخاب کردم، به این دلیل که در طبیعت نقش زیادی در زیباسازی بازی می‌کند. پروانه عنصری است که همه را مسحور زیبایی خودش می‌کند و زیبایی آن بیشتر از عملکردش می‌باشد، چیزی مانند مدل‌ها در دنیای برندها و مد.

از طرفی پروانه یک نماد ملی نبود و هرکسی را از اقصی‌نقاط دنیا جذب می‌کرد، بنابراین ماندگار شد.

یک دلیل دیگر انتخاب پروانه این بود که پروانه در دوبی یک آرزوی دست‌نیافتنی است و هیچ‌گاه نتوانسته‌اند به دلیل شرایط آب‌وهوایی پروانه داشته باشند.

رسالتی که من در این کار داشتم ترجمه درست از درخواست درست کارفرما بود که نتیجه درستی را هم در پی داشت.

 
ارسال نظر
نظرات تایید شده: 0 نظرات تایید نشده: 0
* نام شما:

ایمیل شما: (محرمانه)

تلفن شما: (محرمانه)

* پیام شما:
رتبه: بد            خوب

کد نمایش داده شده را تایپ نمایید:

تازه سازی