معماری در هر دوره آینه تمام ‌نمای شرایط جامعه است
تاریخ خبر : ۱۳۹۶/۰۸/۱۷ --- کد خبر ۱۲۱۲

معماری در هر دوره آینه تمام ‌نمای شرایط جامعه است
 
معماری به صورت عمده، یک حرفه و رشته فنی ـ هنری است که بر پایه آن در طراحی یک فضا، افزون بر جنبه‌های سازه‌ای و فنی باید به نکات و خصوصیات هنری فضا کاملا توجه کرد و هر فضای معماری می‌تواند به ‌عنوان یک اثر هنری مورد ملاحظه قرار گیرد. اهمیت جنبه‌های هنری هر فضای معماری یا شهری به گونه‌ای است که باید آن را مهم‌ترین معیار سنجش یک اثر به شمار آورد.
در عصر حاضر معمارانی موفق هستند که با هر روش و سبکی راهی برای پیوند انسان و طبیعت داشته باشند. بر همین اساس با سرکار خانم پریوش خوشدلان به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن در ادامه آمده است.
 
بیوگرافی کوتاهی از خودتان ارائه دهید و در خصوص نوع فعالیت خود و پروژه‌هایی که طراحی و اجرای آن را بر عهده داشتید، توضیح دهید.
پریوش خوشدلان هستم، متولد تهران، فارغ‌التحصیل رشته معماری و دوره دیده در رشته دکوراسیون داخلی از دانشگاه معماری و برنامه‌ریزی شهری ولنجک. از سال ١٣٩٠ فعالیت در حوزه ساختمانی و کارگاهی و کنترل کیفیت پروژه را آغاز کردم و طی ٢سال اخیر به طور حرفه‌ای به کار دکوراسیون داخلی، بازسازی و نوسازی مجتمع‌های تجاری، اداری، مسکونی و ویلایی با به کاربردن جدیدترین و باکیفیت‌ترین متریال و متدهای ‌روز پرداختم.
 
 
بفرمایید حضرتعالی پیرو چه سبکی از معماری هستید و آیا امضای خاصی در طراحی‌تان دارید (در واقع چه چیزی طرح شما را منحصربه‌فرد می‌کند)‌؟
اصولا اگر معماری متوسل به سبکی باشد و خود را در چارچوب سبکی قرار دهد از آزادی عمل در معماری‌اش فاصله می‌گیرد، اما اگر موضوع جریان معماری باشد، من متعلق به معماری مدرن متاثر از دهه 50 هستم.
بابت امضا، باید بگویم نحوه برخورد هندسه در معماری شرق و غرب، به صورت تاریخی مبانی متفاوتی دارد، در معماری غرب مستطیل، برداشت قطری از مربع بوده، اما در معماری شرق، مستطیل تکثیر به نسبت مربع است. چیزی که در امضای امروز من دیده می‌شود، حضور مربع با شخصیت متفاوت، به صورت سطح و حجم می‌باشد.
 طراحی باید روح‌انگیز، قابل لمس و کامل باشد. در تبدیل سوژه‌های محیطی به توده‌ای از سنگ، بتن، فولاد و شیشه که معماری را شکل می‌دهد باید توجه کرد که ویژگی مصالح در سوژه رعایت گردد.
با توجه به رنگ‌شناسی و نفوذ رنگ در سوژه‌های محیطی، ترجیح دادم با مصالحی که رنگ طبیعی خودشان را دارند، کار کنم، بنابراین رنگ مصالح در انتخاب نوع آنها برای استفاده در ساختمان اهمیت زیادی پیدا می‌کرد و به جای این‌که خیلی مشغول ترکیب رنگی شوم، سعی کردم با نور تابیده شده به رنگ طبیعی و بازتاب‌ها و سایه‌های پدید آورنده روی سطوح به رنگ دلخواهم برسم. من با بازی رنگ‌ها آشنایی کامل دارم و اعتقاد دارم روح یک اثر معماری در رنگ‌های طبیعی و Sharp آن می‌باشد.
 
 
در میان اساتید معماری ایرانی و خارجی چه کسانی را الگو قرار می‌دهید و کار خود را تا چه حد به آنها نزدیک می‌دانید؟
به صورت مطالعاتی با توجه به این‌که به بنیه طراحی معماری تاریخی خودمان وابسته‌ام و به شدت تحت تاثیر معماری دوره سلجوقی و صفویه هستم، از لحاظ هندسه، معمار شهاب‌الدین رکن‌الدین شیرازی که در آن دوران از تلفیق حیاط چهار ایوانی و تالار مربع گنبددار (چهارطاقی)، مسجد بزرگ ایرانی به وجود آمد. 
اما در میان اساتید معاصر معماری ایران، استاد حسین امانت، استاد کامران دیبا و فرمان فرمایان الگو هستند.
معماری موزه هنرهای معاصر را می‌توان بازتاب ایده‌های هنری و روشنفکرانه دوران دانست و یکی از ساختمان‏های بسیار دوست‌داشتنی من که نماد آشتی سنت و مدرنیزم می‌باشد، ساختمان موزه، تلفیقی از موتیف‏های معماری سنتی ایران و الگوهای معماری مدرن است.
به رغم مصالح، کارکرد و حتی زیبایی‌شناسی مدرنیستی این ساختمان، تشخیص عناصر معماری سنتی ایران در آن کار دشواری نیست، هشتی و چهارسو، حیاط و حوض مرکزی و حتی بادگیر از عناصر ایرانی به کار رفته در این ساختمان است که جزو بهترین‌های معماری در زمان پهلوی به شمار می‌آید و این نوع معماری جزو لاینفک زندگی حرفه‌ای من می‌باشد.
و اما در میان استاتید خارجی، اسطوره من استاد کالاتراوا است که در تحول معماری دنیا نقش بسزایی داشته و استادی دارای سبک و سیاق شخصی خود می‌باشد و همچنین مادر معماری دنیا، زاها حدید که ضمن پیروی از هندسه نااقلیدسی، نظم جدیدی را در فضا ایجاد کرد؛ معماری که تلاش کرد پلی میان مدرنیسم و عصر دیجیتال باشد.
 
 
سرکار خانم خوشدلان ما در ایران سبک معماری ایرانی - اسلامی‌را منحصربه‌فرد و متعلق به کشور خود و هویت خود داریم. چرا معماران و طراحان ایرانی، بخصوص در سال‌های اخیر از این سبک الگوبرداری نمی‌کنند و سعی نمی‌کنند در قالب معماری ایرانی، طرح‌های به‌روزی داشته باشند؟
این سوال را بدین صورت عنوان کنیم بهتر است، ما معماری ایرانی دوره اسلامی‌داریم، نه معماری ایرانی- اسلامی، مانند معماری ایرانی دوره هخامنشی یا دوره پهلوی که به دوره حکومت زمان خودشان مرتبط می‌شوند.
معماری ایرانی از ایلام تا صفویه از زیگورات تا ایوان مداین و بعد در مسجد جامع اصفهان تا نقش جهان و شیخ فضل‌الله و ‌... عمدتا یکپارچگی خود را حفظ می‌کند، هر چند گاهی تحت تاثیر  فرهنگ کشورها و بخصوص جنگ با یونان و مغول و تیموریان اعراب است، اما ذات و اصول خود را دارد. در قرار بعد از ناصرالدین‌شاه و سفر به فرنگ شاخه‌ای قاجار عناصر تزیینی غرب بویژه نقاشی چهره‌ای در خانه‌های قاجار به چشم می‌خورد، مانند باغ‌ها و امارات شیراز و خانه قوام، مسجد سپه‌سالار تهران و ... . با آمدن رضا شاه 2 بخش داریم؛ بخشی از الگوی هخامنشی و بخش دیگر که با ورود معماران اروپایی و یا تحصیل مردگان اروپا تحت تاثیر مدرنیسم غرب شکل می‌گیرد، مانند کارهای وارطان هوانسیان، نمونه هتل دربند.
خیلی‌ها معتقدند در زمان پهلوی اول بخش زیادی از معماری ایرانی جای خودش را به مدرنیسم داد، چرا که رضا شاه دنبال مدرنیته بود‌. در پهلوی دوم یک برگشت به گذشته داریم، مانند کارهای امانت، دیبا و .‌.. بعد از انقلاب و جنگ هنر در محدوده دفاع مقدس و فرهنگ شهادت حرکت می‌کند و بعد هم در دوران جدید تقریبا کپی‌کارهای بد، درخشان می‌شوند.
اما چرا ما الگوبرداری نمی‌کنیم؟ تقریبا با این سوال زیاد موافق نیستم، اگر الگوبرداری این باشد که دوباره از طاق، قوس، آجر و کاشی استفاده کنیم که الگوبرداری غلطی است، مانند این‌که پزشکی ما بخواهد از پزشکی دوران صفویه الگوبرداری کند و با ردا و عمامه به بیمارستان برود. استفاده از موتیف به این صورت کار درستی نیست، اما با الگوبرداری محتوایی موافقم، نگاه که می‌کنید، معماران معاصر مانند دیبا و امانت هم در زیر لایه نگاهشان از معماری ایرانی استفاده شده، اما احساس می‌کنید معماری مدرن غربی بوده است، در حالی‌که ریشه‌هایش معماری ایرانی است، مانند حوض در حیاط موزه هنرهای معاصر.
 
یکی از مهم‌ترین چالش‌های طراحی و معماری در ایران، کلیشه‌ای شدن طرح‌ها و معماری‌ها است، به عنوان مثال یک دوره نمای کامپوزیت مد است و یک دوره نمای رومی‌و ‌... و در این حوزه به یکباره همه معماران به قولی از روی هم کپی‌برداری می‌کنند، در حالی که اساسا چه برای بناهای مسکونی و چه تجاری لازم است به تناسب لوکیشن، هم معماری داخلی و هم نما طراحی شود. چرا این اتفاق افتاده و برای برون‌رفت از آن چه باید کرد؟ 
این سوال را نیز به این صورت عنوان می‌کنم، چرا از معماری امروز راضی نیستم؟ معماری و شهرسازی در هر دوره آینه تمام نمای شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی همان دوره بوده که در دوران صفویه ثبات اقتصادی حاکم در دوران، باعث تجلی معماری در آن دوران می‌باشد.
 اما در دوران تیموری، سازه‌های ضعیف می‌بینید که اکثرا از بین رفته‌اند.
امروز ایران ما، امروزه معماری ماست؛ همان آشفتگی فرهنگی و همان به هم ریختگی در جامعه را در معماری می‌بینید، به همان دلیلی که در مسایل اجتماعی به متخصصان کمتر رجوع می‌کنیم، در معماری هم به معمارهایمان رجوع نکردیم و کارها را رها کردیم.
 
 
آیا همیشه همه آنچه که طراحی می‌کنید قابل اجرا است؟ اساسا یک معمار برای تحقق طراحی خود با چه موانعی روبه‌رو است؟
اول این‌که شرح خدمات مطالعات معماری مصوبه سازمان برنامه و بودجه را دارد که مشاور موظف است در مورد محل طرح مطالعات لازم را انجام دهد، به عنوان مثال در تهران باید از یک تکنولوژی استفاده شود، اما در روستاهای زاهدان مطابق با اقلیم و آب و هوا باید به نوع دیگری طراحی شود.
اما من همیشه سعی می‌کنم مماس با تحمل اجرای منطقه و بالاترین دقت استادکار طرحم را انجام دهم.
 
به عنوان یک آرشیتکت بفرمایید در حال حاضر مهم‌ترین ضعف مراکزخرید در ایران از نظر شما چیست که این مراکز نمی‌توانند به اندازه مراکزخرید خارجی موفق باشند؟
به نظر بنده مهم‌ترین ضعف در مراکزخرید ضعف پول در ایران می‌باشد، وقتی می‌خواهیم مال را تعریف کنیم، یعنی مجموعه‌ای از برندها، نمایندگی‌ها و خرده‌فروشی‌ها. در یک مال باید حدود 500 یا 600 مترمربع به یک برند اختصاص بدهیم که متاسفانه با قیمت‌های امروزه، مطمئنا قیمت مغازه‌ها، افسانه‌ای می‏شود و این باعث می‌شود ما از طراحی کلان به طراحی ریزدانه‌ها پناه ببریم و این کار در یک مال بسیار اشتباه است.
یکی دیگر از مسایلی که با ارزش پول در ارتباط است بخش رونق نگهداری است که این رونق اتفاق نمی‌افتد، مگر این‌که رونق اقتصادی در میان باشد.
عمده مال‌هایی که در دوبی ساخته شده به این صورت می‌باشد که یک سرمایه‌گذار کل مال را ساخته و به صورت استیجاری بلندمدت در اختیار برندها قرار داده است و خیلی جالب است که مبلغ اجاره از غرفه‌های کیش هم کمتر است، بنابراین بهره‌بردار غرفه با کسب‌وکار خوب سعی می‌کند به ویترین، نور و دکوراسیون خود برسد که این امر خیلی در رونق مال تاثیرگذار می‌باشد.
 
اما سوال آخر، تحصیلات آکادمیک چقدر در میزان موفقیت شما در این عرصه موثر بوده و بفرمایید آیا همه فارغ‌التحصیلان دانشگاه فقط با اتکا به تحصیلات دانشگاهی می‌توانند افراد موفقی در این حوزه باشند؟
 اول بهتر این است توضیحی در مورد خروجی‌های معماری از دانشگاه داشته باشیم که متاسفانه حدود 800 دانشگاه در ایران در این امر انجام وظیفه می‌نمایند که در هر سال بالغ بر حدود 40.000 دانشجوی ورودی و به همان تعداد هم سالانه خروجی از دانشگاه داریم، اما تمام دانشجویان فارغ‌التحصیل به شدت دچار ضعف معلومات هستند. برای مقایسه بهتر از لحاظ تحصیلی و معلوماتی‌، در کل اتحادیه اروپا فقط 400 دانشگاه معتبر برای دانشجویان معماری وجود دارد.
دانشگاه معماری برای یک شروع لازم است، اما ظرفیت تحقیقی و پیگیری سابقه مطالعاتی و ملاقات با استادهای خارجی در رشد معماران تاثیر بسزایی دارد.

 
ارسال نظر
نظرات تایید شده: 0 نظرات تایید نشده: 0
* نام شما:

ایمیل شما: (محرمانه)

تلفن شما: (محرمانه)

* پیام شما:
رتبه: بد            خوب

کد نمایش داده شده را تایپ نمایید:

تازه سازی