یک فنجان قهوه داغ در گوشه دنج کافه جار

یک فنجان قهوه داغ در گوشه دنج کافه جار

در ایران کافه‌نشینی بین مردم، بخصوص قشر جوان جامعه سیر صعودی پیدا کرده است‌. با رسیدن موج کافه‌هاى اروپایی به ایران به مرور زمان قهوه‌خانه‌ها در کنارشان کافه‌هایی را دیدند که مورد استقبال قشر روشنفکر جامعه واقع شدند. در چند سال اخیر با در نظر گرفتن علاقه‌مندی مردم نسبت به کافه‌ها‌، صاحبان کافه‌ها توانستند درآمد مناسبی را کسب کنند‌. با توجه به تعداد زیاد کافه‌ها‌، هر کافى‌شاپ می‌تواند یک سری امکانات داشته باشد که آن را از دیگر کافه‌ها متمایز کند‌. "کافه جار‌" با محیطی آرام و دنج و صاحبان خونگرم و مهربانش آقای ‌پیمان حمیدی و همسرشان، پرسنلی باحوصله و صمیمی دارد که هر زمان وارد کافه بشوید و صداى زنگوله آویخته به در بلند شود با روی خوش و لبخند به استقبال شما می‌آیند؛ کافه‌ای کوچک با محیطى گرم در هجدهمین خیابان یوسف‌آباد که در بدو ورود به آنجا عطر و رایحه دلپذیر قهوه به سراغتان می‌آید، کافه‌ای محلی و خانگى با کیفیت بالا و قیمت مناسب‌. سرو قهوه درجه یک به همراه شیرینی‌های خانگی تازه و خوشمزه و پخش موسیقی دلپذیر باعث شده این مکان مشتریان زیاد و البته پر و پا قرصی داشته باشد که با وجود تعداد زیاد کافه‌هاى منطقه، در طى روز گاهی بیشتر از یک بار به این مکان می‌آیند که می‌توان این را از نقاط قوت کافه دانست و گفت در کمتر کافه‌ای این اتفاق می‌افتد‌.

در ادامه گفت و گوی ماهنامه تجارت طلایی با مدیریت کافه جار از نظرتان می گذرد.

لطفا از تاسیس کافه جار برایمان بگویید‌.

من بر اثر یک اتفاق ساده و علاقه شدید قلبی، با همسرم در شهر تنکابن یک کافه کوچک راه‌اندازی کردیم و از آنجایی که من خیلی به این کار علاقه داشتم خودمان بیشتر کارها را انجام می‌دادیم. در3 ماه نخست ‌کار مشتری نداشتیم، اما به یک‌باره کافه شلوغ شد و به مرور زمان کارمان بهتر شد و تجارب زیادی کسب کردیم و بعد از آن به فکر گسترش کافه افتادیم؛ اول به رشت فکر کردیم و بعد تصمیم گرفتیم به شهر خودمان برویم‌. بعد از گذشت چند سال از تنکابن به تهران آمدیم و در مردادماه سال ١٣٩٥ کافه جار را راه‌اندازی کردیم‌.

چرا "جار " و این نام از کجا به ذهن شما خطور کرد؟

ما به خیلی اسم‌ها فکر کردیم، همانطور که همه به این موضوع فکر می‌کنند و مسئله بسیار مهمى هم است. این اسم به ذهن همسرم آمد و بعد از این‌که دیدم در زبان‌هاى مختلف معانی جالبی دارد و به این نتیجه رسیدیم که این نام را انتخاب کنیم‌. "جار" در فارسی به معناى فریاد زدن، در انگلیسی به معنای شیشه دهن گشاد‌، در مازندرانى به معناى بالا و در عربی به معنی همسایه است و به تازگی یکى از دوستان گفتند که یکی از گرانبهاترین جواهرات دنیا هم نامش "جار" است‌.

با وجود تعداد زیادی از کافه‌ها در منطقه‌، چه چیزی باعث شده کافه شما متمایز از دیگر کافه‌های اطراف باشد‌؟

امیدوارم این‌گونه که شما می‌فرمایید باشد، اما به نظر بنده خیلی ساده است. یوسف‌آباد منطقه‌ای با اصالت است و شاید جزو کمترین محله‌هایی از تهران باشد که بافت مردمی قدیمی خودش را حفظ کرده و این یعنی مانند گذشته‌ها باید رفتار کرد؛ باید رفتاری مناسب‌، با کیفیت بالا و حال خوب در کاسبی شما وجود داشته باشد و البته نمی‌توانید خیلی توقع عجیب و غریب مالی داشته باشید‌، در این صورت کم‌کم افراد به سمت شما می‌آیند و براى بنده هم بسیار مهم بود که چه کسانی را به سمت کافه جذب کنم‌.

 

از نظر اقتصادی کافه شما در چه سطحی قرار دارد و از لحاظ جلب مشتری چه قشر و سطح از جامعه را در بر می‌گیرد‌؟

با توجه به شرایط منطقه یوسف‌آباد و کافه‌هایی که در منطقه وجود دارند، نوشیدنی‌هایمان قیمت متوسط و غذاهایمان قیمت پایین‌تری دارند و قشری که به کافه می آیند معمولا قشر متوسطِ رو به بالا هستند‌.

 

کافه‌ها به سرعت در حال گسترش هستند‌، بخصوص در شهر‌هاى بزرگی مانند تهران. در این صورت آیا کافه‌هاى کوچک‌تر باید نگران از دست دادن مشتریان خود باشند‌؟

نمی‌دانم. بهتر است بگویم زمان مشخص می‌کند و از چند منظر می‌توان به قضیه نگاه کرد‌: بنده فکر می‌کنم اگر در طول زمان هر مکانی چه بزرگ و چه کوچک بتواند کیفیت، مشتری‌مداری و تنوع براى مشتری را سرلوحه وظایفش قرار دهد می‌تواند به ماندگاری خودش فکر کند. البته در این چند سال اخیر بسیار پیش آمده که کافه و رستوران‌هاى بزرگ در تهران بسته شدند. هر کاری به قول قدیمی‌ها یک فوت کوزه‌گری دارد و حالا اگر من یا هر کسى این را بداند، ماندگار می‌شود و اگر نه که تعطیل می‌شود‌.

٦- در برخورد با مشتری و جلب رضایتمندی مشتری چه تلاشى کرده‌اید‌؟

کارى که بنده بلد هستم این است که باید با مشتری حال خوب برقرار کرد‌، باید با مشتری مهربان بود‌ و جویاى احوالش شد‌. باید فکر کنید تک به تک مشتریانتان دوستان قدیمی شما هستند، اگر حالشان خوب نبود درک کنید  و با آنها گپ بزنید و سعى کنید هر بار با آمدنشان به کافه حالشان بهتر شود یا اگر مشترى به کافه آمد و گفت من این سفارش را نمی‌خواهم یا دوست ندارم بدون پرسش و پاسخى سفارش دیگری را براى جلب رضایتش آماده کنید‌. بنده تمام تلاشم را می‌کنم که در کافه با مشتریانم جمعى دوستانه داشته باشم و امیدوارم تا الان موفق بوده باشم‌.

٧- در ابتدا که "کافه جار" را تاسیس کردید آیا فکر می‌کردید با گذشت یک سال و نیم از تاسیس به عنوان یکی از مطرح‌ترین کافه‌هاى منطقه شناخته شود‌؟

"هرآنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند" امیدوارم نشسته باشد و اینطور باشد که شما می‌فرمایید. روزهای نخست که این مکان را افتتاح کردیم فقط به این موضوع فکر می‌کردم که همان نکاتی که بالا به آنها اشاره کردم را رعایت کنیم و توقعمان زیاد نباشد‌.   

با توجه به جمیع موارد‌، شما رمز موفقیت "کافه جار" را در چه می‌بینید‌؟

به اعتقاد بنده هر کسی بخواهد در زمینه کاری خود ماندگار شود باید در وهله اول مشتری‌مداری را سر لوحه رفتار خویش قرار دهد و صبر و حوصله پیشه کند. همچنین در این میان رعایت کیفیت و تناسب قیمت برای مشتریان مهم است. در انتها لازم می دانم از همسر همراه و خوبم کمال قدر‌دانی را داشته باشم، زیرا اگر او نبود کافه جار وجود نداشت.