عوامل موفقیت یا شکست مراکزتجاری
تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۰۵/۲۰ --- کد خبر ۷۱۱

عوامل موفقیت یا شکست مراکزتجاری

چگونه می‌توانید در میان انبوه مراکزخرید در حال ساخت، به‌ عنوان سازنده یا بهره‌بردار، انتظار داشته باشید برندهای خرده‌فروشی داخلی و بین‌المللی پشت درهای مجتمع‌تجاری شما صف بکشند یا پاخوری حداقل ۱۰هزار نفر در روز داشته باشید و دلایل موفقیت یا عدم‌موفقیت در این امر چیست؟ به‌ این سوالات در این یادداشت پاسخ داده شده است.

قبل از هر چیزی باید به این نکات اشاره شود که صرف داشتن زمین بدون مطالعه کاربری مناسب در منطقه، داشتن سرمایه در حد اتمام اسکلت یا سفت‌کاری، دریافت وام و تسهیلات با شرایط مختلف بازپرداخت که منجر به پیش‌فروش واحدها برای تکمیل پروژه می‌شود، وجود طرح کلی معماری پروژه صرفا در چارچوب ضوابط شهرداری، سابقه‌ای چند‌ساله در ساخت‌و‌ساز، تبلیغات از نوع مختلف جهت پیش‌فروش واحدها، برگزاری مراسم پرهزینه افتتاحیه و برگزاری جشنواره با هدف جلب‌توجه و بدون در نظر گرفتن انتظارات مخاطبان، نمی‌تواند موفقیت پروژه، ورود برندهای معتبر در جهت زنده نگه‌داشتن مرکزخرید، جذب مشتری، افزایش پاخور و در نهایت ایجاد ارزش‌افزوده برای مرکزخرید را تضمین نمی‌کند و تنها نتیجه‌ای که دارد همان‌طور که در اکثر مراکزخرید ناموفق دیده شده، تکمیل مرکز‌خریدی با چراغ‌های خاموش است، آن هم در دورانی که تب ساخت مراکزخرید در ایران بسیار داغ است.

تفاوتی که بیشتر سازندگان مراکزخرید ایرانی با سایر کشورها دارند این است که آنها مدعی هستند نام خودشان یا شرکتشان در امر ساخت‌و‌ساز به‌خودی‌خود برند محسوب می‌شود و حتی نام مرکز‌خریدشان برندی تجاری برای مشتریان نهایی است، اما براساس واقعیات، این ادعا در ایران کمی زود است و در کنار آن ناموفق بودن در جذب برندهای خرده‌فروشی و عدم احساس مسئولیت در قبال خریداران واحدهای تجاری با این تفکر که صرف تکمیل و تحویل واحد به معنای اتمام کار است و افتتاحیه مرکز‌خرید بر عهده خریداران واحدهاست، به عدم موفقیت نهایی دامن می‌زند.

اکثر سازندگان داخلی بدون نگرشی در امر بهره‌برداری و موفقیت سرمایه‌گذارانی که واحدهای تجاری را خریداری کرده‌اند، تنها به فکر پیش‌فروش واحدها، تحویل واحد و آغاز پروژه بعدی و سود بیشتر خود هستند، از این‌رو سازندگان و سرمایه‌گذاران اولیه پروژه تنها بر اساس توان مالی خریداران، واحدها را در متراژهای کوچک (اغلب زیر ۱۰۰ متر‌مربع) به‌ صورت سرقفلی یا ملکیت واگذار می‌کنند و به صرف داشتن یک ملک تجاری در نحوه برخورد با برندهای خرده‌فروشی، نگاهی از بالا داشته و متاسفانه اغلب به برندها به‌ عنوان شریک تجاری خود در موفقیت هرچه بیشتر مرکز خریدی که ایجاد کرده‌اند، نگاه نمی‌کنند.

در میان همه انواع مراکزخریدی که در حال ساخت یا آماده بهره‌برداری هستند، تنها مراکزخریدی می‌توانند به موفقیت چشمگیری دست یابند که انتظارات برندها برای ورود به آن مرکزخرید را برآورده کنند. از جمله انتظاراتی که به‌ راحتی می‌توان در جهت جذب برندها و در نهایت افزایش پاخور برآورده کرده و موفقیت مرکزخرید را تضمین کرد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- بالا بردن سطح دانش خرده‌فروشی آن مرکزخرید

۲- مطالعات بازار، مشخص کردن نیاز واقعی مشتریان منطقه در شعاع معینی از مرکزخرید

۳- تعیین متراژ ایده‌آل زیربنای تجاری و تعداد طبقات، تعیین نوع مرکزخرید بر اساس دسته‌بندی انواع مرکزخرید در جدول استاندارد بین‌المللی مراکزخرید (فارغ از مجوزهای شهرداری، به‌دلیل این‌که ممکن است بر اساس نیاز منطقه کاربری دیگری به ‌غیر از کاربری تجاری نیز تعیین شود و همچنین ممکن است میزان زیربنای تجاری مفید و ایده‌آل مورد نیاز آن منطقه کمتر از میزان مجوزها باشد.)

۴- تعیین‌هارمونی صنوف و درصد کاربری‌ها، یعنی توجه به این نکته که در کنار چه برندی می‌توان چه کاربری‌هایی و حتی چه برندهایی را قرار داد یا برعکس، همچنین نباید برندی نامعتبر تنها به دلیل پرداخت مبلغ بیشتر، دلیل حذف برند مناسب با آن فضا و تصاحب بهترین فضای مرکزخرید شود.

۵- جانمایی کاربری‌های اصلی در طبقات مرکزخرید از بدو طراحی و تامین امکانات مورد نیاز آنها، به گونه‌ای که معمولا از همان ابتدا با برندهای اصلی تفاهمنامه‌ای با شرایط آسان‌تر به نسبت سایر برندها، منعقد می‌شود.

۶- برآورده کردن متراژهای مورد نیاز برندها در مرکزخرید بر اساس‌ هارمونی صنوف استاندارد در نظر گرفته شده، زیرا هر برندی برای ورود به یک مرکزخرید به دنبال متراژ ایده‌آل و همسایگانی در خور برند خود است.

۷- قراردادهای اجاره یا مشارکت 3 تا 5 ساله و حتی ۱۰ساله با برندهای معتبر برای تضمین پاخور و ایجاد ارزش‌افزوده برای مرکزخرید.

۸- تدوین قوانین و آیین‌نامه‌های قابل اجرا و متناسب با نوع، ابعاد، کاربری و موقعیت مرکزخرید.

۹- پیش‌بینی زیرساخت‌های مورد نیاز کاربری‌های مختلف در زمان طراحی و ساخت مرکزخرید.

۱۰- وجود نظام هماهنگ و شرکت واحد برای واگذاری واحدهای تجاری (وجود چند شرکت که به‌ طور موازی امر واگذاری را برای یک مرکزخرید انجام می‌دهند یا  زمانی که خود مرکزخرید بدون داشتن ‌هارمونی صنوف یا تغییرات ناگهانی در کاربری واحدها شروع به واگذاری کند، مسائلی هستند که باعث عدم اطمینان و تمایل برندها برای ورود و نیز عدم تضمین کاربری مناسب و موفقیت آینده آن مرکزخرید می‌شوند.)

۱۱- تا حد امکان تامین منابع مالی از محلی به غیر ‌از واحدهای تجاری (‌به عنوان مثال از واحدهای اداری، مسکونی و …‌) صورت گیرد.

 در دیگر کشورها، سازندگان مراکزخرید برای ارتقای دانش تخصصی و موفقیت هرچه بیشتر مرکزخرید خود از زمان آغاز فاز صفر و مطالعاتی پروژه تا پس از افتتاح مرکزخرید از شرکت‌های متخصص راه‌اندازی و بهره‌برداری مراکزخرید در کنار شرکت‌های معماری و ساختمانی بهره می‌گیرند.

 
ارسال نظر
نظرات تایید شده: 0 نظرات تایید نشده: 0
* نام شما:

ایمیل شما: (محرمانه)

تلفن شما: (محرمانه)

* پیام شما:
رتبه: بد            خوب

کد نمایش داده شده را تایپ نمایید:

تازه سازی