استراتژی‌هایی برای جذب و حفظ مشتری به وسیله برندینگ احساسی
تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۰۷/۰۳ --- کد خبر ۷۴۸

استراتژی‌هایی برای جذب و حفظ مشتری به وسیله برندینگ احساسی


تعداد کارآفرینانی که می‌خواهند مشتریان را از طریق احساسات جلب کنند رو به افزایش است. از آنجایی که اولین تعاملات ما با مشتری در فضای وب و یا از طریق تبلیغات است، موضوعی که به ما در برقراری ارتباط صحیح کمک خواهد کرد همان چیزی است که آن را برندینگ احساسی می‌نامند.
برندینگ احساسی یک نوع برندسازی و استراتژی‌ است که با هدف‌گیری احساس مشتری و افزایش انگیزه خرید در او صورت می‌گیرد. 


برندینگ احساسی همان چیزی است که شما را از دیگر کسب‌وکارهای مشابه مجزا می‌کند، یعنی داشتن تصویر و شعاری که مخاطبان را در اولین برخورد، هدف قرار داده و آنها را مشتری دائمی شما سازد، از طرفی به مشاغل دیگر انگیزه‌ همکاری با شما را دهد به طوری که دیگر فکر کار کردن با برندهای دیگر را نکنند.
آیا دوست دارید مشتریان طوری هیجان‌زده شوند که گویی عالی‌ترین برند را در این زمینه را کشف کرده‌‌اند؟ آیا می‌خواهید با پیام‌هایتان مردم را به سمت خود بکشانید و خود را به راحتی به آنها بشناسانید؟ برندینگ احساسی می‌تواند این کار را برای شما انجام دهد. 
در اینجا به 5 نکته که می‌تواند در برندینگ احساسی به کمکتان بیاید اشاره می‌کنیم.


مشاهده‌ جهان از دید مشتریان 
جهان از دید مشتریان شما چه شکلی است؟ درک این مسئله بسیار مهم است، بخصوص اگر سبک زندگی آنها با شما فرق داشته باشد. شما باید بدانید چه چیزی از نظر احساسی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ آنها برای چه چیزی واقعا ارزش قائل هستند؟ چه تجاربی داشته‌اند؟ در برندسازی احساسی باید از نقطه‌نظر آنها به قضیه نگاه کنید نه خودتان.
استراتژی: خود را در جایگاه مشتریان حس کنید و تحقیقات خود را انجام داده و به جای آنها زندگی کنید. ببینید آیا کسب‌وکارهای مشتریان هدفتان ارتباطی به کار شما دارد یا نه. هوشیار و دقیق باشید و ببینید چگونه این کسب‌وکارها با مشتریان خود ارتباط برقرار می‌کنند.

 

شناخت نیازهای دقیق مشتریان 
این نکته نیز با وجود تفاوت زیاد، به نکته‌ اول ارتباط دارد. آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده که شخصی برای شما چیزی بگیرد که از او درخواست نکرده بودید و از طرفی علاقه‌مند به داشتن آن باشید؟ این بدین دلیل است که آن فرد شما را به خوبی می‌شناخته و با احساسات شما آشنا بوده، به همین دلیل این کار او برای شما بسیار ارزشمند خواهد بود. در این صورت گویی آن شخص با زبان رازگونه‌ عشق با شما حرف زده باشد و او در زندگی شما همیشه یک قدم از خود شما جلوتر است. شاید این شخص در تلاش است که با خرید چیزی که حس می‌کند با وجود آن کارهای شما راحت‌تر خواهد شد، به شما کمک کند. این کار حس خوبی به شما می‌دهد، اینطور نیست؟ به این حس، دانستن نیاز عمیق‌تر اشخاص گفته می‌شود. مشتریان ما نیز دارای نیازهای عمیق‌تری هستند. اینها نکاتی هستند که ممکن است آنها را شگفت‌زده کنند و برایشان لذت بخش باشند، یا حتی ممکن است شوکه شوند، زیرا به ندرت اتفاق می‌افتد که آنها این سطح از توجه و درک شدن را در کسب‌وکار تجربه کنند. 
استراتژی: با شناخت مشتریان و نگاه از دید آنها، به دنبال چیزهایی باشید که ممکن است نیاز عمیق‌تر آنها باشد. ممکن است لازم باشد کمی با سعی و خطا این کار را پیش ببرید. حتما به جزییات دقت کنید تا بتواند دقیقا همان چیزی را بسازید که مخاطبان نیاز دارند. 

 

به صورت غیرمستقیم بازاریابی کنید 
به مشتریان کمک کنید که خودشان متوجه شوند شما محصول و خدمات درستی به آنها ارایه خواهید داد. شعارها و زبان بازاریابی شما باید این موضوع را به مشتریان القا کند، نه گویش مستقیم شما. باید مردم را غیرمستقیم به سمت خود بکشید، در واقع آنها را جذب کنید. برند شما باید یک ارتباط احساسی قوی ایجاد کند، حتی از راه دور. اشاره کنید به این‌که چه چیزی شما را از دیگر برندها مجزا می‌کند. همین که مشتریان متوجه خاص بودن شما شوند بلافاصله گرد شما جمع خواهند شد. این‌گونه ممکن است مشتریان احساس کنند شما را کشف کرده‌اند. جالب است بدانید هیجان ناشی از این حس در افراد باعث می‌شود دیگران را نیز از وجود شما باخبر سازند. 
استراتژی: 7تا 10سوال خودشناسی بنویسید. این سوالات خودشناسی برای این است که خود را در جایگاه مشتری قرار دهید. این بهترین راه بازاریابی است، زیرا شما به مشتریان نمی‌گویید چه کار کنند، بلکه به آنها اجازه می‌دهید خودشان را بخشی از  برند شما بدانند. 

 

رهبری در حوزه‌ فعالیت خود 
این قسمت کمی سخت‌تر از بقیه نکات است، زیرا تا کنون درباره نکاتی صحبت کردیم که در مورد شناخت مشتریان بود. شما در عین حال که باید خود را در جایگاه مشتریان بگذارید و نیازها و دغدغه‌های آنها را بشناسید، باید یک متخصص و کارآفرین خوب نیز باشید، به صورتی که مردم به راحتی به شما و تخصصتان اعتماد کنند. شما 2 مسئولیت متفاوت خواهید داشت. رهبری خوب باعث موفقیت یک کسب‌وکار می‌شود. 
استراتژی: کار شما این است که به مشتریان خدماتی عرضه کنید که بهترین سرویس‌های موجود از نظر آنها باشند. به احتمال زیاد آنها هنوز نمی‌دانند چه چیزی برایشان بهترین است. آنها روی شما و تخصصتان حساب باز می‌کنند. بیشتر افراد ترجیح می‌دهند قبل از این‌که شما توضیحات زیادی درباره‌ محصول خود و نحوه‌ کارکردش بدهید، خودشان آن را امتحان کنند و متوجه شوند تا چه اندازه نیازشان را برطرف خواهد کرد. از تک‌تک کلماتی که در شعارها و سخنان خود استفاده می‌کنید آگاه باشید و سعی کنید به بهترین شکل ممکن آنها را به کار برید، چرا که بیشترین تاثیر را در کسب‌وکارتان خواهد داشت. شما سعی در برقراری یک ارتباط احساسی با مخاطبان خود دارید و باید به شدت در چگونگی ایجاد این ارتباط، محتاط باشید. 
شناخت هویت برند خود و ترویج آن 
بدانید که شما و برندتان توسط افرادی که می‌خواهید به آنها خدمات ارایه کنید، چگونه شناخته شده‌‌اید. مسئولیت‌های شخصی بسیاری در این مورد وجود دارد. اگر می‌خواهید موفق باشید باید بدانید شما و برندتان چگونه توسط مخاطبانتان درک شده‌اید و اگر فکر می‌کنید روشتان کارساز نبوده، آن‌ را تغییر دهید. اگر انعطاف‌پذیری لازم برای تغییر را نداشته باشید هیچ‌گاه در کار خود موفق نخواهید شد.
 
استراتژی‌: خود را بشناسید و خط فکری و مسیر را مشخص کنید. همان‌قدر که برای شناخت مشتریان خود تلاش کردید، برای شناخت خود  نیز تلاش کنید تا مخاطبان نیز بتوانند درک درستی از شما داشته باشند. شما نمی‌توانید خط فکری و برندی را انتخاب کنید که تفاوت بسیاری با شما دارند، چرا که هیچ‌گاه این‌کار، شما را به موفقیت نخواهد رساند.

 

 
ارسال نظر
نظرات تایید شده: 0 نظرات تایید نشده: 0
* نام شما:

ایمیل شما: (محرمانه)

تلفن شما: (محرمانه)

* پیام شما:
رتبه: بد            خوب

کد نمایش داده شده را تایپ نمایید:

تازه سازی